خصوصي
« ارسالهاي قديميترتعطيلات
جمعه ، ۰۲ شهریور ۱۳۸۶از آخرين پستم ۶۰ روز ميگذرد. چندتا دليل داشت كه از مهمترين آن دلايل برگزاري جشن عروسي بنده بود كه روز دوم مردادماه به وقوع پيوست. مراسم به خوبي و خوشي برگزار شد با تمامي آداب و رسوم و از چند نفر از دوستان شرمنده شدم كه تنوانستم دعوتشان كنم […]
بازی شب یلدا
سه شنبه ، ۰۵ دی ۱۳۸۵وبلاگ سالهای ابری منو به بازی شب یلدا دعوت کرد و اینهم نتیجه دعوت :
من فقط ۵ سال دوره ابتدایی را شاگرد اول بودم. و بقیه سالها فقط تو درس ریاضی نمره بالا میگرفتم.
یک وبلاگ داشتم که بصورت ناشناس مینوشتم(۳ سال) ولی سوخت.
برای اینترنت دایال آپ فقط یکبار پول دادهام. آنهم سال ۱۳۷۹ برای […]
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
جمعه ، ۲۶ آبان ۱۳۸۵تو یکی از پستهای قبلی یک ترانه از گروه مدرن تاکینگ آورده بودم. چند نفر از دوستان ترجمه فارسی این ترانه را از من خواسته بودند که در این پست آوردمش.
عشق مانند اقیانوسی ستسوزان از فداکاریوقتی تو بروی، آه نهقلبم شعله می کشدوقتی شب فرا می رسدنمی روم، آه نهعزیزم، تو را دوست خواهم داشتهر […]
بیست و هفتمین سال زندگی
پنجشنبه ، ۳۰ شهریور ۱۳۸۵۳۰ شهریور از راه رسید و وارد بیست و هفتمین سال زندگی ام شدم. امسال با بقیه سالها خیلی فرق داره. سربازی تموم شده و مشغول به کار شده ام. تجربیات زیادی طی یکی دو سال گذشته به دست آوردم. یاد گرفتم که :
همیشه باید به دنبال تخصص باشم.
باید به اعتقاداتم احترام بگذارم و […]
۲۷ امین سال زندگی
پنجشنبه ، ۳۰ شهریور ۱۳۸۵۳۰ شهریور از راه رسید و وارد بیست و هفتمین سال زندگی ام شدم. امسال با بقیه سالها خیلی فرق داره. سربازی تموم شده و مشغول به کار شده ام. تجربیات زیادی طی یکی دو سال گذشته به دست آوردم. یاد گرفتم که :
همیشه باید به دنبال تخصص باشم.
باید به اعتقاداتم احترام بگذارم […]