“ابتدا تو را نادیده میگیرند، سپس مسخره ات میکنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست” م. گاندی
“First they ignore you. Then they laugh at you. Then they fight you. Then you win” M. Gandhi

درباره من

من، سعید رزاقی متولد 30 شهریور 1359. فارغ التحصیل رشته مهندسی نرم افزار از دانشگاه آزاد زنجان به سال 1382. هم اکنون مسئول شبکه دانشگاه زنجان. به دوچرخه سواری علاقه مندم. طبیعت را دوست دارم. سیاست را دوست ندارم و از سیگار متنفرم.

دوستان

جستجو


خصوصي

« ارسالهاي قديميتر

تعطيلات

جمعه ، ۰۲ شهریور ۱۳۸۶

از آخرين پستم ۶۰ روز مي‌گذرد. چندتا دليل داشت كه از مهمترين آن دلايل برگزاري جشن عروسي بنده بود كه روز دوم مردادماه به وقوع پيوست. مراسم به خوبي و خوشي برگزار شد با تمامي آداب و رسوم و از چند نفر از دوستان شرمنده شدم كه تنوانستم دعوتشان كنم […]

بازی شب یلدا

سه شنبه ، ۰۵ دی ۱۳۸۵

وبلاگ سالهای ابری منو به بازی شب یلدا دعوت کرد و اینهم نتیجه دعوت :

من فقط ۵ سال دوره ابتدایی را شاگرد اول بودم. و بقیه سالها فقط تو درس ریاضی نمره بالا می‌گرفتم.
یک وبلاگ داشتم که بصورت ناشناس می‌نوشتم(۳ سال) ولی سوخت.
برای اینترنت دایال آپ فقط یکبار پول داده‌ام. آنهم سال ۱۳۷۹ برای […]

نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای

جمعه ، ۲۶ آبان ۱۳۸۵

تو یکی از پستهای قبلی یک ترانه از گروه مدرن تاکینگ آورده بودم. چند نفر از دوستان ترجمه فارسی این ترانه را از من خواسته بودند که در این پست آوردمش.
عشق مانند اقیانوسی ستسوزان از فداکاریوقتی تو بروی، آه نهقلبم شعله می کشدوقتی شب فرا می رسدنمی روم، آه نهعزیزم، تو را دوست خواهم داشتهر […]

بیست و هفتمین سال زندگی

پنجشنبه ، ۳۰ شهریور ۱۳۸۵

۳۰ شهریور از راه رسید و وارد بیست و هفتمین سال زندگی ام شدم. امسال با بقیه سالها خیلی فرق داره. سربازی تموم شده و مشغول به کار شده ام. تجربیات زیادی طی یکی دو سال گذشته به دست آوردم. یاد گرفتم که :

همیشه باید به دنبال تخصص باشم.
باید به اعتقاداتم احترام بگذارم و […]

۲۷ امین سال زندگی

پنجشنبه ، ۳۰ شهریور ۱۳۸۵

۳۰ شهریور از راه رسید و وارد بیست و هفتمین سال زندگی ام شدم. امسال با بقیه سالها خیلی فرق داره. سربازی تموم شده و مشغول به کار شده ام. تجربیات زیادی طی یکی دو سال گذشته به دست آوردم. یاد گرفتم که :

همیشه باید به دنبال تخصص باشم.
باید به اعتقاداتم احترام بگذارم […]

« ارسالهاي قديميتر