<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="wordpress/2.1.3" -->
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	>

<channel>
	<title>وبلاگ سعيد رزاقي</title>
	<link>http://weblog.andia.ir</link>
	<description>وب نوشتهای ‌يك مهندس نرم افزار</description>
	<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 05:02:33 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.1.3</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>دانلود فيلم افتتاحيه المپيك ۲۰۰۸ پكن</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1387/06/06/download-olympic-games-opening-ceremony-beijing-2008/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1387/06/06/download-olympic-games-opening-ceremony-beijing-2008/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 27 Aug 2008 05:01:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1387/06/06/download-olympic-games-opening-ceremony-beijing-2008/</guid>
		<description><![CDATA[فيلم افتتاحيه بازيهاي المپيك ۲۰۰۸ پكن حدود ۴ ساعت با كيفيت بسيار عالي مي&#8204;باشد كه ۱۱ تا فايل ۲۰۰مگابايتي بوده و از آدرس&#8204;هاي ذيل قابل دانلود مي&#8204;باشد. پس از دانلود كردن تمامي قسمت&#8204;ها قسمت اول را با استفاده از نرم&#8204;افزار winrar از حالت فشرده خارج كنيد و از تماشاي اين مراسم بسيار جذاب و ديدني [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify" dir="rtl">فيلم افتتاحيه بازيهاي المپيك ۲۰۰۸ پكن حدود ۴ ساعت با كيفيت بسيار عالي مي&zwnj;باشد كه ۱۱ تا فايل ۲۰۰مگابايتي بوده و از آدرس&zwnj;هاي ذيل قابل دانلود مي&zwnj;باشد. پس از دانلود كردن تمامي قسمت&zwnj;ها قسمت اول را با استفاده از نرم&zwnj;افزار winrar از حالت فشرده خارج كنيد و از تماشاي اين مراسم بسيار جذاب و ديدني لذت ببريد.</p>
<ul align="right" dir="rtl">
<li><a href="http://rs337tl3.rapidshare.com:80/files/136043970/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part01.rar" target="_blank">قسمت اول</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs301gc2.rapidshare.com:80/files/136043840/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part02.rar">قسمت دوم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs313gc.rapidshare.com:80/files/136043870/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part03.rar">قسمت سوم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs116l33.rapidshare.com:80/files/136043935/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part04.rar">قسمت چهارم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs47l33.rapidshare.com:80/files/136043966/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part05.rar">قسمت پنجم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs122tl2.rapidshare.com:80/files/136043867/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part06.rar">قسمت ششم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs118tl.rapidshare.com:80/files/136043918/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part07.rar">قسمت هفتم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs5cg.rapidshare.com:80/files/136044126/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part08.rar">قسمت هشتم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs29l33.rapidshare.com:80/files/136043958/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part09.rar">قسمت نهم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs89l33.rapidshare.com:80/files/136043876/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part10.rar">قسمت دهم</a></li>
<li><a target="_blank" href="http://rs53gc2.rapidshare.com:80/files/136043589/Olympic.Games.Opening.Ceremony.Beijing.2008.HDTV.part11.rar">قسمت يازدهم</a></li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1387/06/06/download-olympic-games-opening-ceremony-beijing-2008/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اتمام تعطيلات و معضل هميشگي</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1387/06/04/holidays-finished-and-my-problems/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1387/06/04/holidays-finished-and-my-problems/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 03:39:46 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[شبکه]]></category>

		<category><![CDATA[محل کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1387/06/04/holidays-finished-and-my-problems/</guid>
		<description><![CDATA[تعطيلات تابستاني دانشگاه در حال اتمام هست و فراموش شدن يوسرنيم و پسوورد در حالت پيك قرار گرفته است. جالب اينجاست كه همشون مي&#8204;گن :

چرا رمز ما را عوض كرده&#8204;ايد؟
در سيستم چه تغييري داده&#8204;ايد كه اكانت ما را قبول نمي&#8204;كند؟
چرا اكانت ما از سيستم حذف شده است؟
چرا به ما اطلاع نداديد؟
و &#8230;.

و از همه مهمتر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right" dir="rtl">تعطيلات تابستاني دانشگاه در حال اتمام هست و فراموش شدن يوسرنيم و پسوورد در حالت پيك قرار گرفته است. جالب اينجاست كه همشون مي&zwnj;گن :</p>
<ul dir="rtl">
<li dir="rtl" align="right">چرا رمز ما را عوض كرده&zwnj;ايد؟</li>
<li dir="rtl" align="right">در سيستم چه تغييري داده&zwnj;ايد كه اكانت ما را قبول نمي&zwnj;كند؟</li>
<li dir="rtl" align="right">چرا اكانت ما از سيستم حذف شده است؟</li>
<li dir="rtl" align="right">چرا به ما اطلاع نداديد؟</li>
<li dir="rtl" align="right" div="">و &#8230;.</li>
</ul>
<div align="right" dir="rtl">و از همه مهمتر اينكه اكثر رمزها يا سال تولد اشخاص هست و يا شماره شناسنامه آنها، ولي با وجود مكتوب بودن اين اعداد در شناسنامه و كارت ملي بازهم فراموش مي&zwnj;شوند!!!&nbsp;</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1387/06/04/holidays-finished-and-my-problems/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>برگشتم</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1386/12/07/i-return/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1386/12/07/i-return/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 26 Feb 2008 09:10:03 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<category><![CDATA[زنجان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1386/12/07/i-return/</guid>
		<description><![CDATA[
&#160;&#160;&#160; بعد از مدت‌هاي مديد كه بروز نكردم برگشتم. دليل بروز نشدن وبلاگ به خاطر افزايش كاليبر و مشغله كاري فراوان بوده است و اميدوارم تكرار نشود البته بروز نشدن وبلاگ تكرار نشود.
&#160;&#160;&#160; در زنجان برف آبكي شديدي باريده و باعث شده كه ملت هر روز لباسهاشون رو عوض كنند. دليلش استاندارد بودن / نبودن [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div align="justify" dir="rtl">
<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp; بعد از مدت‌هاي مديد كه بروز نكردم برگشتم. دليل بروز نشدن وبلاگ به خاطر افزايش كاليبر و مشغله كاري فراوان بوده است و اميدوارم تكرار نشود البته بروز نشدن وبلاگ تكرار نشود.</p>
<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp; در زنجان برف آبكي شديدي باريده و باعث شده كه ملت هر روز لباسهاشون رو عوض كنند. دليلش استاندارد بودن / نبودن خيابانها از نظر رعايت شيب و &#8230; و همچنين علاقه برخي از راننده‌ها به نقاشي لباس مردم با كثافتهاي توي خيابان مي‌باشد.</p>
<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; در محل كارهم مشغول راه‌اندازي Domain Controller با Windows ۲۰۰۳ هستم كه باعث شده حسابي سرم شلوغ بشه. امسال انتخاب واحد اينترنتي خيلي خوب بود ولي تشكري در كار نبود؛ اما اگر مشكلي بود &#8230; . تا بوده همين بوده و خواهد بود.&nbsp;</p>
<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp; در ضمن بعد از گذشت ۱۰ ماه هنوز نتوانسته‌ام طلب حدوداً ۱۸۰ هزار توماني خود را از سازمان امور اقتصاد و دارايي وصول كنم در حاليكه&nbsp; مبلغي بيش از اين طي ۱۱ ماه گذشته از حقوق اينجانب بعنوان ماليات كسر شده و صرف رفاه (!!!!!!) همشهريانم يا رفاه ملت‌هاي ديگر شده .</p>
<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp; براي امروز به نظرم كافيه تا پست بعد خدانگهدار.</p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1386/12/07/i-return/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>پان پراگ، ماده مخدر جديد</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1386/08/16/paan-prug/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1386/08/16/paan-prug/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 07 Nov 2007 15:40:18 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1386/08/16/paan-prug/</guid>
		<description><![CDATA[

اين مطلب رو دوست خوبم شاهين ميل زده بود كه عينا همينجا نقلش  مي‌كنم:
پان پراگ، ماده مخدري است كه جديدا در غالب آدامس وارد ايران شده است. پان پراگ، راجا، تايتانيك، ناس خارجي، پان پاكستان، پان عربي، ويتامين، ملوان زبل، پان اسفناج&#160; وگوتكا. 
هنوز داستان مصيبت و بدبختيهاي اكستازي كه هزاران معتاد مفنگي روي [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div dir="rtl">
<div align="justify">
<p><font face="Tahoma">اين مطلب رو دوست خوبم شاهين ميل زده بود كه عينا همينجا نقلش  مي‌كنم:<br />
پان پراگ، ماده مخدري است كه جديدا در غالب آدامس وارد ايران شده است. پان پراگ، راجا، تايتانيك، ناس خارجي، پان پاكستان، پان عربي، ويتامين، ملوان زبل، پان اسفناج&nbsp; وگوتكا. <br />
هنوز داستان مصيبت و بدبختيهاي اكستازي كه هزاران معتاد مفنگي روي دست خانواده ها گذاشت، به آخر نرسيده بود كه چند ماه قبل، سر و كله يك مخدر توهم زاي ديگر در بازار ايران و خصوصا در مناطق شرقي پيدا شد؛ مخدري كه اين بار در بسته هاي شكيل با عكسهاي هنرپيشههاي خوشتيپ هندي و پاكستاني به عنوان آدامس، پاستيل و پودرهايي با طعم نعنا و خوشبوكننده دهان وارد شده است . اين آدامسهاي مخدر را خيلي راحت ميشود مثل سيگار از مغازه ها خريد؛ به طوري كه خانواده هايي كه تفاوت اكس و استامينوفن را ازهم نميفهميدند، عمرا بفهمند آدامسها و خوشبوكننده هاي پان چيست و تا به خودشان بيايند، آنچه نبايد بشود، اتفاق ميافتد .<br />
خطر اساسي اين است كه اين بار طعمه ها، بچه هاي خردسالي هستند كه ۲ آدامس بادكنكي را به زور ميچپانند توي دهانشان و آن را تق و تق ميتركانند. لطفا يكي اين آژير خطر را به صدا دربياورد . اكس، قرص شادی، فراری، میتسوبیشی، گشنیز، happy ، صلیب، تویوتا، سان، يا - با ( Ya-ba ) ، ع، Speed ،عشق و آتش و&#8230;؛ سر و كله اكس و تركيبات آمفتامين كه توي بساط موادفروشهاي شمال شهري ايران پيدا شد، هيچ آژير خطري به صدا درنيامد. اكس با همه مخدرهاي ديگر تفاوتي از زمين تا آسمان داشت؛ قرصي در بسته هاي شيك و خوشرنگ با اسامي توپ&#8230; قرصهايي كه بين جوانها پخش شده و آدم را خفن ميبرد به هپروت؛ منقل و دود و بوي گند و كثافت هم نداشت، بنابراين لابد مثل ترياك، هروئين، كوكائين و &#8230; ترسناك نبود .<br />
اما تفاوت اساسي آن با مواد مخدر ديگر، اين بود كه خانواده ها نميتوانستند آن را از استامينوفن كدئين يا قرص ضد اسهال تشخيص بدهند . اينطوري بود كه تا خانواده ها و مسئولان به خودشان بجنبند، سيل اكستازي همه جا را فرا گرفت؛ سيلي كه حتي بسياري از نوجوانان كم سن وسال را هم غرق كرد. البته اين قرصهاي عجيب و خوشرنگ مواد جديدي نبودند، همان MDMA ها بودند كه شركت مرک (MERCK ) آلمان در سال ۱۹۱۲، آنها را براي درمان بيماران رواني ساخته بود ولي ۴۰سال بعد در آمريكا مهر ممنوعيت خورده بودند و حالا پس از نيم قرن، دوباره مثل اژدهايي از خواب بيدار شده و در بسته بنديهاي شيك در مراسم پايكوبي جوانها سر و كله شان پيدا شده بود؛ قرصي ويرانگر كه پلهاي بود براي مصرف مخدرهاي سنگينتر &#8230;<br />
پان، همان ناس خودماني آدامسها و خوشبوكنندههاي پان پراگ - اگرچه اين بار با اسم قلمبه سلمبه اي وارد شده اند - تركيبي شبيه همان مخدر ناس دارند؛ مخدر كثيفي كه مرزنشينان شرق ايران و خراسانيها و ساكنان قسمتهايي از آذربايجان، آن را - كه از افغانستان، پاكستان و هند وارد ميشود - خيلي خوب ميشناسند؛ دوست صميمي تف و دندانهاي كثيف و جرم گرفته &#8230;<br />
ناس يكي از كثيفترين و تهوع آورترين موادي است كه در دسته مخدرهاي توهم زا قرار ميگيرد و اگرچه پليس كشورهاي مختلف آن را مخدري مانند سيگار محسوب ميكند و داشتن آن جرم محسوب نميشود اما اين ماده به خاطر نوع استفاده آن، مواد سازنده اش و نوع مصرف كنندگانش، در ايران يكي از مفلوكترين و تو سريخورده ترين مخدرها به حساب ميآيد .<br />
اين ماده كه تا همين چند سال قبل در بسته هاي پلاستيكي درب و داغان - شبيه حنا - وارد ايران ميشد، از برگ درختي به نام بتل به دست ميآيد كه در اندونزي، مالزي، فيليپين، چين، تايوان، كامبوج، ويتنام، لائوس، هند و پاكستان مىروید. برگهاى آن را اگر تازه باشد میجوند ولي معمولترين شيوه مصرف آن استفاده از خشك كرده آن است .<br />
برگهاي خشك شده درخت بتل را ميكوبند، سپس آن را با كمي آشغال مثل خاك سيگار و آهك قاتي كرده و با انگشت ميچپانند زير لثه، بعد از چند دقيقه مكيدن هم با يك تف غليظ پرت ميكنند بيرون؛ فلچ&#8230; حالتان به هم خورد؟<br />
پان پراگ، كلاغي كه قناري شد پان ( paan ) يا پان پراگ كه چند وقتي است آدامسها و خوشبوكننده هاي آن از مرزهاي شرقي كشور وارد شده و با قيمتي بين ۵۰ تا ۳۰۰ تا تكتوماني به فروش ميرسد، در اصل از فك و فاميلهاي همان ناس كثيف است كه لباس خوش تيپي به تنش كردهاند و او را جزو خوشبوكننده هاي دهان به حساب آورده اند.<br />
براي تهيه آدامسها و پاستيلهاي پان، دانه هاي قرمز و درشت درخت بتل را در برگ درخت پيچيده و تنباكو، آهك، خاكستر، ادويه جات معطر، ساخارين و مقدار زيادي اسانس و افزودنيهاي غيرمجاز را ميچپانند توي اين مخلوط و ميشود پان پراگ .<br />
البته تحقيقاتي كه روي آدامسها و خوشبوكننده هاي دهان پان در سيستان و بلوچستان انجام شده، نشان ميدهد در ۱۱نوع از آنها مقداري هم مواد مخدر ديگر اضافه شده تا طرف را حسابي بگيرد. خب، دروغ نباشد در برخي از نمونه ها هم البته ارسنيك، كربنات منيزيم و سرب مشاهده شده است؛ آدامسي با تركيبات جادويي &#8230;<br />
خوشبوكنندهاي براي مردن لثه ها دليلي كه مصرفكنندگان پان را به سمت آن ميكشد، احساس گرمي، سرخوشي موقت، سبكي سر، گيجي و شادي كاذبي است كه پس از مصرف آن دست ميدهد. اما اين ماده توهم زا، آنقدر ويران كننده است كه مضراتش را نميشود شمرد .<br />
پان پراگ كه حالا به صورت آدامس (جويدني) و پاستيل (مكيدني) وارد كشور ميشود، بدجوري پدر لثه ها را درميآورد، چرا كه نيكوتين آن به سرعت از طريق مخاط دهان جذب شده و باعث بدرنگي دندانها ميشود .<br />
علاوه بر آن، مصرف اين ماده، زمينه ساز بروز سرطانهاي دهان، حنجره و لثه ميشود. آمارها نشان ميدهد كشور هندوستان به دليل مصرف زياد مردم آن از&nbsp; اين ماده، مقام دوم سرطان دهان را در دنيا دارد .<br />
اما اين تمام ماجرا نيست؛ پان پراگ علاوه بر اينها، بدجوري دستگاه تنفسي و قلب و عروق مصرف كننده را آسفالت ميكند و با جذب شدن توسط بزاق دهان، دخل سلولهاي مغزي فرد را هم ميآورد.<br />
علاوه بر اين، با توجه به اينكه ناس و پان پراگ بزاق دهان را مثل سيل راه مي اندازند، تمايل مصرف كننده را هم به تخليه اين ترشحات يا همان تف كردن تحريك ميكنند .<br />
به اين ترتيب مصرفكننده فرت و فرت تف ميكند كه با اين كار، علاوه بر لكه هاي كثيف كه در خيابانهاي مناطق فقيرنشين پاكستان و هند سانت به سانت ديده ميشود، بيماريهاي عفوني مثل سل و هپاتيت به سرعت گسترش مييابند .</font></p>
</div>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1386/08/16/paan-prug/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ياهو و ايران</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1386/08/02/yahoo-and-iran/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1386/08/02/yahoo-and-iran/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 24 Oct 2007 09:41:19 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1386/08/02/yahoo-and-iran/</guid>
		<description><![CDATA[سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی http://helloyahoo.net&#160; از طریق کلیدواژه‌ی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify" dir="rtl"><font size="1" face="Tahoma">سلام هموطن ایرانی. سایت یاهو که آدرس ایمیل من و شما در آن قرار دارد و روزانه با مسنجرش چت می‌کنیم، نام کشور من و تو را از لیست کشورهایش در صفحه‌ی ثبت نام حذف کرده. اگر غیرت و عرق ملی‌ات اجازه نمی‌دهداین ننگ را بپذیری، با لینک دادن به صفحه‌ی </font><a href="http://helloyahoo.net" target="_blank"><font size="1" face="Tahoma">http://helloyahoo.net</font></a><font size="1" face="Tahoma">&nbsp; از طریق کلیدواژه‌ی <a href="http://helloyahoo.net" target="_blank">Yahoo mail</a> به بمب درحال پیشرفت علیه یاهو کمک کنید تا کوچکترین وظیفه‌ی ما به کشورمان ادا شده باشد&hellip; متشکرم</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1386/08/02/yahoo-and-iran/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اعتبار سنجي كاربران با استفاده از Radius و PHP</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1386/07/08/authentication-users-with-php-and-radius/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1386/07/08/authentication-users-with-php-and-radius/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 30 Sep 2007 10:07:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[نرم افزار]]></category>

		<category><![CDATA[برنامه نویسی]]></category>

		<category><![CDATA[پي.اچ.پي]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1386/07/08/authentication-users-with-php-and-radius/</guid>
		<description><![CDATA[چند وقت پيش تو يه پروژه‌اي نياز داشتم تا اعتبارسنجي كاربران را با استفاده از Radius و PHP انجام بدهم. براي انجام اين كار از libradius  استفاده كردم. اين قطعه برنامه username و password را به Radius Server  فرستاده و نتيجه اعتبار سنجي را به كاربر نمايش مي‌دهد.
فقط در هنگام استفاده از اين [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify" dir="rtl">چند وقت پيش تو يه پروژه‌اي نياز داشتم تا اعتبارسنجي كاربران را با استفاده از <a target="_blank" href="http://en.wikipedia.org/wiki/RADIUS">Radius</a> و <a target="_blank" href="http://www.php.net">PHP</a> انجام بدهم. براي انجام اين كار از <a target="_blank" href="http://www.php.net/manual/en/ref.radius.php">libradius</a>  استفاده كردم. اين قطعه برنامه username و password را به Radius Server  فرستاده و نتيجه اعتبار سنجي را به كاربر نمايش مي‌دهد.<br />
فقط در هنگام استفاده از اين گونه اعتبارسنجي بايد به تنظيمات Radius Server دقت نمود . بعنوان مثال اگر پارامتر Max_Concurrent_Logins = ۱ باشد، كاربر نمي‌تواند بيش از يكبار به Radius server  وارد شود و اگر بخواهيد از طريق قطعه كد زير به Radius Server وارد شويد با پيغام BAD LOGIN از طرف Radius Server مواجه خواهيد شد.</p>
<div style="border-style: dashed; border-width: 1px; background-color: rgb(204, 204, 204); text-align: left; direction: ltr;">&nbsp;&nbsp;&nbsp;</p>
<p>&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;<font color="#0000bb">$radius&nbsp;</font><font color="#007700">=&nbsp;</font><font color="#0000bb">radius_auth_open</font><font color="#007700">(); <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#0000bb">$server&nbsp;</font><font color="#007700">=&nbsp;</font><font color="#dd0000">&#8220;۱۹۲.۱۶۸.۱.۵&#8243;</font><font color="#007700">;  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#0000bb">$auth_port&nbsp;</font><font color="#007700">= </font><font color="#0000bb">۱۸۱۲;</font><font color="#007700">&nbsp;  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#0000bb">$secret&nbsp;</font><font color="#007700">=&nbsp;</font><font color="#dd0000">&#8220;mySecret&#8221;</font><font color="#007700">;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;</font><font color="#ff8000">&nbsp;&nbsp;&nbsp;//&nbsp;Radius&nbsp;Server&nbsp;Secret&nbsp;key <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#0000bb">$timeout</font><font color="#007700">=</font><font color="#0000bb">۵</font><font color="#007700">;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#ff8000">//&nbsp;&nbsp;seconds  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#0000bb">$tries&nbsp;</font><font color="#007700">= </font><font color="#0000bb">۳</font><font color="#007700">; <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#0000bb">$username&nbsp;</font><font color="#007700">=&nbsp;</font><font color="#dd0000">&quot;test&quot;</font><font color="#007700">; <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#0000bb">$passwd&nbsp;</font><font color="#007700">=&nbsp;</font><font color="#dd0000">&quot;test&quot;</font><font color="#007700">; &nbsp;  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;if&nbsp;(!&nbsp;</font><font color="#0000bb">radius_add_server</font><font color="#007700">(</font><font color="#0000bb">$radius</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">$server</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">$auth_port</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">$secret</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">$timeout</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">$tries</font><font color="#007700">))  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;die(</font><font color="#dd0000">&#8216;Radius&nbsp;Error:&nbsp;&#8217;&nbsp;</font><font color="#007700">.&nbsp;</font><font color="#0000bb">radius_strerror</font><font color="#007700">(</font><font color="#0000bb">$radius</font><font color="#007700">)); <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp; if&nbsp;(!&nbsp;</font><font color="#0000bb">radius_create_request</font><font color="#007700">(</font><font color="#0000bb">$radius</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">RADIUS_ACCESS_REQUEST</font><font color="#007700">))  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;die(</font><font color="#dd0000">&#8216;Radius&nbsp;Error:&nbsp;&#8217;&nbsp;</font><font color="#007700">.&nbsp;</font><font color="#0000bb">radius_strerror</font><font color="#007700">(</font><font color="#0000bb">$radius</font><font color="#007700">)); <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp; </font><font color="#0000bb">radius_put_attr</font><font color="#007700">(</font><font color="#0000bb">$radius</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">RADIUS_USER_NAME</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">$username</font><font color="#007700">);  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;</font><font color="#0000bb">radius_put_attr</font><font color="#007700">(</font><font color="#0000bb">$radius</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">RADIUS_USER_PASSWORD</font><font color="#007700">,&nbsp;</font><font color="#0000bb">$passwd</font><font color="#007700">); <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp; switch&nbsp;(</font><font color="#0000bb">radius_send_request</font><font color="#007700">(</font><font color="#0000bb">$radius</font><font color="#007700">)) <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;{ <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;case&nbsp;</font><font color="#0000bb">RADIUS_ACCESS_ACCEPT</font><font color="#007700">:  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;echo&nbsp;</font><font color="#dd0000">&#8216;GOOD&nbsp;LOGIN&#8217;</font><font color="#007700">; <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;break; <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;case&nbsp;</font><font color="#0000bb">RADIUS_ACCESS_REJECT</font><font color="#007700">: <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;echo&nbsp;</font><font color="#dd0000">&#8216;BAD&nbsp;LOGIN&#8217;</font><font color="#007700">; <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;break; <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;case&nbsp;</font><font color="#0000bb">RADIUS_ACCESS_CHALLENGE</font><font color="#007700">: <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;echo&nbsp;</font><font color="#dd0000">&#8216;CHALLENGE&nbsp;REQUESTED&#8217;</font><font color="#007700">;  <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;break; <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;default: <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;die(</font><font color="#dd0000">&#8216;Radius&nbsp;Error:&nbsp;&#8217;&nbsp;</font><font color="#007700">.&nbsp;</font><font color="#0000bb">radius_strerror</font><font color="#007700">(</font><font color="#0000bb">$radius</font><font color="#007700">)); <br />
&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;} </font></p>
</div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1386/07/08/authentication-users-with-php-and-radius/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>دستها</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1386/06/25/hands/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1386/06/25/hands/#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 16 Sep 2007 05:56:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[عمومی]]></category>

		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1386/06/25/hands/</guid>
		<description><![CDATA[اين متني كه ايندفعه نوشتم محسن برام فرستاده بود، منم با اجازش اينجا قرار مي‌دم.

&#160;&#160;&#160;يک توپ بسکتبال تو دست من تقريباً ۱۹ دلار ميارزه .
    يک توپ بسکتبال تو دست مايکل جوردن تقريباً ۳۳ ميليون دلار ميارزه.
    بستگي داره تو دست کي باشه .
&#160;&#160;&#160;يک توپ بيس بال تو دست [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify" dir="rtl">اين متني كه ايندفعه نوشتم <a href="http://mardetanha.blogspot.com/" target="_blank">محسن</a> برام فرستاده بود، منم با اجازش اينجا قرار مي‌دم.</p>
<ul dir="rtl">
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;يک توپ بسکتبال تو دست من تقريباً ۱۹ دلار ميارزه .<br />
    يک توپ بسکتبال تو دست مايکل جوردن تقريباً ۳۳ ميليون دلار ميارزه.<br />
    بستگي داره تو دست کي باشه .</li>
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;يک توپ بيس بال تو دست من شايد ۶ دلار بيارزه .<br />
    يک توپ بيس بال تو دست راجر کلمن ۴.۷۵ ميليون دلار ميارزه.<br />
  بستگي داره تو دست کي باشه .</li>
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;يک راکت تنيس تو دست من بدون استفاده است .<br />
    يک راکت تنيس تو دست آندره آقاسي ميليونها ميارزه .<br />
    بستگي داره تو دست کي باشه .
  </li>
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;يک عصا تو دست من مي تونه يه سگ هار رو دور کنه .<br />
    يک عصا تو دست موسي درياي بزرگ رو مي شکافه .<br />
  بستگي داره تو دست کي باشه .</li>
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;يک تيرکمون تو دست من يک اسباب بازي بچگانه است .<br />
    يک تيرکمون تو دست داوود يک اسلحه قدرتمنده .<br />
  بستگي داره تو دست کي باشه .</li>
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;دوتا ماهي و پنج تيکه نون تو دست من دوتا ساندويچ ماهي ميشه.<br />
    دوتا ماهي و پنج تيکه نون تو دستاي عيسي هزاران نفر رو سير ميکنه .<br />
  بستگي داره تو دست کي باشه .</li>
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;همونطور که مي بيني، بستگي داره تو دست کي باشه .<br />
    پس دلواپسي ها، نگراني ها، ترس ها، اميدها، روياها، خانواده ها و نزديکانت رو به دستان خدا بسپار چون&#8230;<br />
    بستگي داره تو دست کي باشه .
  </li>
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;اين پيام تو دستاي توست .<br />
    باهش چي کار مي کني؟<br />
  بستگي داره تو دستاي کي باشه !
  </li>
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;لبخند بزن، روز خوبي داشته باشي !
  </li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1386/06/25/hands/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>سي و هشتمين كنفرانس رياضي ايران</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1386/06/19/aimc38/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1386/06/19/aimc38/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 10 Sep 2007 08:31:36 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[زنجان]]></category>

		<category><![CDATA[محل کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1386/06/19/%d9%83%d9%86%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%b3-%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d8%b6%d9%8a/</guid>
		<description><![CDATA[
اولاً قالب وبلاگ را عوض كردم، و از نظر سرعت بارگذاري نيز بهينه شد. امتياز وبلاگم با قالب قبلي ۶۰ از ۱۰۰ بود كه هم اكنون با اين قالب به امتياز ۸۴ از ۱۰۰ رسيد. حجم وبلاگم با فرض خالي بودن cache   مرورگر كاربران حدود ۱۱۳ كيلوبايت و در صورت cache شدن در [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="justify" dir="rtl">
اولاً قالب وبلاگ را عوض كردم، و از نظر سرعت بارگذاري نيز بهينه شد. امتياز وبلاگم با قالب قبلي ۶۰ از ۱۰۰ بود كه هم اكنون با اين قالب به امتياز ۸۴ از ۱۰۰ رسيد. حجم وبلاگم با فرض خالي بودن cache   مرورگر كاربران حدود ۱۱۳ كيلوبايت و در صورت cache شدن در مرورگر كاربران ۳۳.۵ كيلوبايت بوده و با ۳ عدد http request بارگذاري مي‌شود.در مورد نحوه اين امتياز بندي در پستهاي آينده خواهم نوشت.<br />
دوماً ۳۸ امين كنفرانس رياضي ايران از ۱۲ الي ۱۵ شهريورماه ۸۶ در دانشگاه زنجان برگزار گرديد. از كيفيت و نحوه برگزاري اصلاً خبر ندارم چون آنقدر سرم شلوغ بود كه فرصت نكردم به آنجا سري بزنم(در فاصله ۶۰ متري اتاقم). چند تا نكته جالب ديدم و شنيدم كه بد نيست شما هم مطلع بشيد.</p>
<ul dir="rtl">
<li dir="rtl">&nbsp;&nbsp;&nbsp;اولا بعد از ۲۷ سال زندگي در شهر زنجان تازه متوجه شدم كه زنجان در شمال شرق ايران و حتي شمال شرق تهران قرار دارد. واقعاٌ براي بنده جاي بسي خوشحاليست كه بعد از ۲۷ سال توانستم به اين واقعيت مهم پي ببرم و اينكه از اين پس مي‌توانم بقيه همشهريان را از اين كشف جديد كنفرانس آگاه كنم. اين <a href="http://aimc38.znu.ac.ir/index.php?act=tripzanjan_f" target="_blank">لينك نوشته</a> و اينهم <a href="http://weblog.andia.ir/images/temp/aimc38.gif" target="_blank">لينك اسكرين شات</a> </li>
<li>&nbsp;&nbsp;&nbsp;به خاطر كنفرانس اكثر خيابانهاي دانشگاه آسفالت گرديد. بطوريكه آدم احساس مي‌كنه كه هر كجا كنفرانسي برگزار مي‌شه، كارهاي عمراني نيز همراه با كنفرانس به محل برگزاري ميان و بعد هم با كنفرانس مي‌روند به محل برگزاري در سال بعد.</li>
<li>داخل  پوسترهاي تبليغاتي كنفرانس آدرس سايت دانشگاه به جاي <a href="http://www.znu.ac.ir" target="_blank">www.znu.ac.ir</a> اشتباهاً <a href="http://www.znu.ir" target="_blank">www.znu.ir</a> ثبت شده بود. در اين مورد با هيچكسي از واحد انفورماتيك و يا حتي سربرگهاي دانشگاه هماهنگي نشده بود.</li>
<li>&nbsp;&nbsp;&nbsp;بانك اطلاعاتي كنفرانس به خاطر كنجكاوي شخصي كه دسترسي بيش از اندازه داشت خالي شده بود.(تو phpmyadmin به جاي delete record از drop table استفاده شده بود.)</li>
<li>&nbsp;&nbsp;&nbsp;كليپي با حجم ۱ گيگابايت درست شده بود و انتظار اين بود كه آن كليپ را در سايت كنفرانس قرار دهيم، جالب اين بود كه همه مي‌گفتند رو سرور جا داريد اين فايل رو قرار دهيد، كسي از پهناي باند لازم براي دانلود اين كليپ چيزي نگفت&#8230;</li>
<li>&nbsp;&nbsp;&nbsp;بازهم نكته هست ولي نمي‌شه گفت&#8230;.</li>
</ul>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1386/06/19/aimc38/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>تعطيلات</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1386/06/02/holidays/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1386/06/02/holidays/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 24 Aug 2007 19:35:07 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[خصوصي]]></category>

		<category><![CDATA[محل کار]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1386/06/02/holidays/</guid>
		<description><![CDATA[    از آخرين پستم ۶۰ روز مي‌گذرد. چندتا دليل داشت كه از مهمترين آن دلايل برگزاري جشن عروسي بنده بود كه روز دوم مردادماه به وقوع پيوست. مراسم به خوبي و خوشي برگزار شد با تمامي آداب و رسوم  و از چند نفر از دوستان شرمنده شدم كه تنوانستم دعوتشان كنم [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><font size="2">    از آخرين پستم ۶۰ روز مي‌گذرد. چندتا دليل داشت كه از مهمترين آن دلايل برگزاري جشن عروسي بنده بود كه روز دوم مردادماه به وقوع پيوست. مراسم به خوبي و خوشي برگزار شد با تمامي آداب و رسوم  و از چند نفر از دوستان شرمنده شدم كه تنوانستم دعوتشان كنم (بعلت فراموشي)<img src="http://weblog.andia.ir/images/y/2.gif" alt="ناراحت و غمگينم" /> . متن كارت عروسي هم اين بود :</font></p>
<blockquote><p><font size="1">دلنشين مجلس انس است به شكرانه عشق &nbsp;&nbsp;اين زمان هر دو به پرواز به كاشانه عشق<br />
گرمي محفــــل مـــا، مقدم زيبــاي شماست &nbsp;&nbsp;يك جهان عشق نثار قد رعناي شماست</font></p>
</blockquote>
<p><font size="2">   دانشگاه مرداد ماه تعطيل بود و قرار بود بنده هم از اين تعطيلات يك ماهه استفاده ببرم كه نشد چون تقريبا ۱۰ روز از اين يكماه را در دانشگاه سپري كردم كه ستم‌ترين روز، صبح يكم مرداد (روز جشن حنابندان) بود كه بعلت پريدن فيوز اتاق سرور به دانشگاه عازم شدم و با زدن كليد مينياتوري سيستم IT دانشگاه شروع به كار كرد<img src="http://weblog.andia.ir/images/y/3.gif" />. به هر حال تعطيلات امسال هم تمام شد و از فردا سر كار حاضر خواهم شد. كلي طرح بر روي شبكه داريم كه در پستهاي بعدي به آنها اشاره خواهم كرد.</font></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1386/06/02/holidays/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>ميخ هاي روي ديوار</title>
		<link>http://weblog.andia.ir/1386/04/02/nails-on-wall/</link>
		<comments>http://weblog.andia.ir/1386/04/02/nails-on-wall/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 23 Jun 2007 10:23:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سعید</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[داستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://weblog.andia.ir/1386/04/02//</guid>
		<description><![CDATA[پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت . پدرش جعبه‌اي ميخ به او داد و گفت هربار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي .روز اول ، پسر بچه ۳۷ ميخ به ديوار كوبيد . طي چند هفته بعد ، همان طور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<div style="text-align: justify;"><font size="2"><span style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;">پسر بچه اي بود كه اخلاق خوبي نداشت . پدرش جعبه‌اي ميخ به او داد و گفت هربار كه عصباني مي شوي بايد يك ميخ به ديوار بكوبي .</span></font><br style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;" /><font size="2"><span style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;">روز اول ، پسر بچه ۳۷ ميخ به ديوار كوبيد . طي چند هفته بعد ، همان طور كه ياد مي گرفت چگونه عصبانيتش را كنترل كند ، تعداد ميخ‌هاي كوبيده شده به ديوار كمتر مي شد . او فهميد كه كنترل عصبانيتش آسان تر از كوبيدن ميخ ها بر ديوار است &#8230;</span></font><br style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;" /><font size="2"><span style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;">بالاخره روزي رسيد كه پسر بچه ديگر عصباني نمي شد. او اين مسئله را به پدرش گفت و پدر نيز پيشنهاد داد هر بار كه مي تواند عصبانيتش را كنترل كند ، يكي از ميخ ها را از ديوار در آورد .</span></font><br style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;" /><font size="2"><span style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;">روز ها گذشت و پسر بچه بالاخره توانست به پدرش بگويد كه تمام ميخ ها را از ديوار بيرون آورده است . پدر دست پسر بچه را گرفت و به كنار ديوار برد و گفت : « پسرم ! تو كار خوبي انجام دادي و توانستي بر خشم پيروز شوي . اما به سوراخ هاي ديوار نگاه كن . ديوار ديگر مثل گذشته اش نمي شود . وقتي تو در هنگام عصبانيت حرف هايي مي زني ، آن حرف ها هم چنين آثاري به جاي مي گذارند . تو مي تواني چاقويي در دل انساني فرو كني و آن را بيرون آوري . اما هزاران بار عذر خواهي هم فايده ندارد ؛ آن زخم سر جايش است . زخم زبان هم به اندازه زخم چاقو  دردناك است .»</span></font><br style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;" /><font size="2"><span style="font-family: Tahoma,Arial,Helvetica,sans-serif;">&nbsp;</span></font></div>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://weblog.andia.ir/1386/04/02/nails-on-wall/feed/</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
