“ابتدا تو را نادیده میگیرند، سپس مسخره ات میکنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست” م. گاندی
“First they ignore you. Then they laugh at you. Then they fight you. Then you win” M. Gandhi

درباره من

من، سعید رزاقی متولد 30 شهریور 1359. فارغ التحصیل رشته مهندسی نرم افزار از دانشگاه آزاد زنجان به سال 1382. هم اکنون مسئول شبکه دانشگاه زنجان. به دوچرخه سواری علاقه مندم. طبیعت را دوست دارم. سیاست را دوست ندارم و از سیگار متنفرم.

دوستان

جستجو


بازی شب یلدا

ارسال شده توسط سعید | سه شنبه ، ۰۵ دی ۱۳۸۵

وبلاگ سالهای ابری منو به بازی شب یلدا دعوت کرد و اینهم نتیجه دعوت :

  1. من فقط ۵ سال دوره ابتدایی را شاگرد اول بودم. و بقیه سالها فقط تو درس ریاضی نمره بالا می‌گرفتم.
  2. یک وبلاگ داشتم که بصورت ناشناس می‌نوشتم(۳ سال) ولی سوخت.
  3. برای اینترنت دایال آپ فقط یکبار پول داده‌ام. آنهم سال ۱۳۷۹ برای ۱۰۰ ساعت ۲۰ هزار تومان به شرکت نورهان پرداخت کردم و اکانتهای دوستان آی‌اس‌پی دار منو تو این ۶ ساله تامین کردند. سرویس پژواک از همه بهتر بود.
  4. علاقه‌ای به کاوش در زندگی و حریم خصوصی اطرافیان ندارم.
  5. چهار سالی هست که فوتبال بازی نکرده‌ام. آخرین بازی خرداد سال ۸۱ صبح روز امتحان آمار  و احتمالات بود که از ساعت ۶ تا ۱۱ بازی کردیم و از ساعت ۱۲ تا ۱۷ هم آمار خوندم و رفتم امتحان شدم ۱۵.۵.

و اما دوستانی که من به بازی دعوتشون می کنم:

موضوع: عمومی، خصوصي | ۷ نظر »

اندر حکایت هک شدن وبلاگم

ارسال شده توسط سعید | چهارشنبه ، ۲۲ آذر ۱۳۸۵

  • همانطوری که در سر در وبلاگم این جمله را می بینید:
    ابتدا تو را نادیده میگیرند، سپس مسخره ات میکنند و بعد با تو می جنگند. ولی در نهایت پیروزی از آن توست“”م. گاندی” عده ای کاری را شروع کرده اند که مسلماً پایان خوشی برای آنان نخواهد داشت.
  • بعد از پست قوانین مورفی-۲ از بی پستی کلافه شده بودم. مطلب و سوژه‌ای برای نوشتن نداشتم تا اینکه وبلاگم هک شد و باعث ایجاد این پست گردید . کلی حال کردم که آدرس سایتم در www.persianhacks.com قرار گرفت و چند نفر دیگر با وبلاگم آشنا شدند. تاییدیه هک شدن سایت هم در اینجاست.
  • به نظر بنده این حمله کار دانشجویان کلاس درس طراحی وب نیست، نه اینکه توانایی آنرا نداشته باشند؛ بلکه به این دلیل که اگر اعتراضی به شیوه تدریس داشتند در کلاس مطرح میکردند. به هر حال تا زمانیکه مرز بین انتقاد و توهین مشخص نشود هر شخص منتقدی دشمنانی خواهد داشت.
  • دوست داشتم این کار توسط عده‌ای از دانشجویان خودم انجام می شد تا می توانستم به چنین دانشجویان مستعدی افتخار کنم .
  • سعی می کنم از شاگردانم بپرسم آیا کسی از آنان اینکار را انجام داده یا نه ، تا بتوانم از استعداد او (آنها) در فضای بهتری استفاده کنم .راستی در این میان یاد این داستان افتادم که شنیدنش خالی از لطف نیست .
    ” هنگامي كه نيكيتا خروشچف با تقبيح جنايت‌هاي استالين، جهان را شگفت‌زده كرد، هنگام سخنراني‌اش يك نفر از ميان جمعيت فرياد برآورد: رفيق خروشچف، وقتي بي‌گناهان قتل‌عام مي‌شدند، شما كجا بوديد؟
    خروشچف گفت: هركس اين را گفت، از جا برخيزد. اما هيچ‌كس از جايش تكان نخورد.
    خروشچف ادامه داد: خودتان به سؤالتان پاسخ داديد. در آن زمان، من هم در همان‌جايي بودم كه الان شما هستيد!!
    به نقل از: دومين مكتوب، پائولو كوئليو”
  • وبلاگ اینجانب استوار بر wordpress ۱.۵.۲ می باشد که در تاریخ ۱۴ آگوست ۲۰۰۵ منتشر شده است و نسخه کنونی wordpress ۲.۰.۵ می باشد که در تاریخ ۲۷ اکتبر ۲۰۰۶ انتشار یافته است. مسلما سایتهایی که از cms های متن باز استفاده می کنند بیشتر از سایر وب سایتها در معرض حمله هکرها می باشند. کافیست با مراحعه به سایت trac.wordpress.org و بررسی چند باگ معرفی شده  وبلاگهای مبتنی بر wordpress را مورد حمله قرار داد. البته ساب دومین zn-uast.andia.ir هم مورد حمله قرار گرفته بود که آنهم به خاطر استفاده  وبلاگ و ساب دومین فوق از یک پایگاه داده مشترک بود که با یک sql injection سایت دیفیس شده بود.
  • هک شدن این cms به هیچ عنوان نمی تواند دانش بنده را (در هر سطحی که باشد) زیر سوال ببرد زیرا همانگونه که برای اهل فن این مسئله روشن است، امنیت سرور در دست من نیست و بنده به همان امنیتی که فروشنده فضا تامین کرده اکتفا کرده ام.
  • در مورد اسکیو‌ال اینجکشن بیشتر بدانیم

موضوع: عمومی، نرم افزار، شبکه، برنامه نویسی، زنجان، محل کار | ۱۲ نظر »

قوانین مورفی -۲

ارسال شده توسط سعید | شنبه ، ۰۴ آذر ۱۳۸۵

ادامه قوانین مورفی :

  • هر کسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
  • زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر کند!
  • هرگاه کفش نو را براي اولين بار به پا کنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!
  • زماني که مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك کنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!
  • قانون بقاء کثيفي: براي تميز کردن هر چيزي چيز ديگري بايد کثيف گردد!!
  • اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
  • اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد کرد!
  • قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي که ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره کرده و ميگريزند!!
  • دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!
  • جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!
  • هرگاه چيزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد آرد!
  • کار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهد تا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش کنيد!
  • احتمال آنكه طرف ناني که به آن کره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!
  • شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه کردن به خطوط راه آهن، بگوييد که قطار از کدام سمت خواهد آمد!
  • ماشيني که روبروي شما در حرکت است هميشه سرعتش از شما کمتر است!
  • هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!
  • افرادي که مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي کنند!!
  • دود سيگار همواره به سمت افراد غير سيگاري حرکت خواهد کرد، بدون توجه به سمت وزش باد!
  • جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!
  • براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!
  • دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!
  • هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد که علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!
  • تقريبا داخل شدن به کاري از خارج شدن از آن آسانتر است!
  • هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!

برای دیدن قوانین بیشتر، به اینجا مراجعه کنید . وبلاگ سالهای ابری هم به قوانین مورفی در مورد عشق و عاشقی اشاره کرده که جالب توجه هست!!!
پ.ن.۱ : محسن هم با جزئیات خیلی کاملتر قوانین مورفی رو در اینجا معرفی کرده.

موضوع: عمومی | ۱ نظر »

قوانین مورفی -۱

ارسال شده توسط سعید | جمعه ، ۰۳ آذر ۱۳۸۵

قوانین مورفی
      قوانين مورفي توسط شخصي بنام کاپيتان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سال ١٩٤٩ پا به عرصه حضور گذاشت. وي هنگامي که روي پروژه اي در نيروي هوايی مشغول بررسي روند کار بود متوجه شد که تراسفورماتور به صورت نادرستي سيم پيچي شده؛  در مورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه کارشو درست انجام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قوانين مورفي اکنون افزون بر هزاران قانون مي باشد که توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مجموعه اي ازقوانين حاکم بر زندگي هستند که اکثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند اما بسياري از آنها نيز عينيت و واقعيت دارند. اکنون به برخي از اين قوانين توجه کنيد:

  • اگر قرار باشه کاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شه آن هم در نامناسبترين زمان!
  • اگر احتمال داشته باشه چندين کار خراب بشه، آن کاري که بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
  • همه چيز در حال بدتر شدن است!
  • لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.
  • احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
  • همه کارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد!
  • اگر شما تصميم به انجام کاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا کار ديگري را انجام دهيد!
  • هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!
  • شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين کنيد کدام طرف نان را بايد کره بزنيد!
  • هرگاه جسم با ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!
  • شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هميشه در آخرين مكاني که آن را  جستجو  ميكنيد مي يابيدش!
  • هيچ اهميتي ندارد که شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!
  • همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حرکت ميكنند!
  • زماني که دستگاه معيوب خود را نزد تعميرکار مي بريد کاملا بي عيب و درست کار خواهد کرد!
  • هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد که عملي نميباشد!
  • هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق کننده!!
  • هر کسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!!
  • هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!
  • هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش کنيد!
  • در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود که تنها باشيد و بدترين آن هنگامي که در جمعي بازي مي کنيد و يا با فردي بازي ميكنيد که ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!
  • هر چيزي را که مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را که داريد نميخواهيد!
  • احتمال آنكه کاري را که انجام ميدهيد ديگران ببينند نسب مستقيم دارد با ميزان احمقانه بودن کار شما!
  • سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!
  • هنگام ورود به پمپ بنزين جايگاهي را که انتخاب مي کنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود.
  • هيچ اهميتي ندارد من کجا ميروم، من آنجا هستم!

بقیه قوانین به امید خدا در پست بعدی.
پ.ن۱ : از دوستم آقای شاهین غدیری هم تشکر می کنم که این قوانین را در اختیار بنده قرار دادند.

 

موضوع: عمومی | ۲ نظر »

نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای

ارسال شده توسط سعید | جمعه ، ۲۶ آبان ۱۳۸۵

تو یکی از پستهای قبلی یک ترانه از گروه مدرن تاکینگ آورده بودم. چند نفر از دوستان ترجمه فارسی این ترانه را از من خواسته بودند که در این پست آوردمش.

عشق مانند اقیانوسی ست
سوزان از فداکاری
وقتی تو بروی، آه نه
قلبم شعله می کشد
وقتی شب فرا می رسد
نمی روم، آه نه
عزیزم، تو را دوست خواهم داشت
هر شب و روز
عزیزم، تو را خواهم بوسید
اما باید بگویم
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
عشق تو مانند طوفانیست
من روی آتش می رقصم
از درون می سوزم
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
آه عزیزم، من شکارچی نیستم
عشق تو مانند اشتیاقی ست
که جانم را می سوزاند
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
عشق شبیه تندر است
آه، عشق همچون بهشت است
و یافتن آن بسیار دشوار
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
آه عزیزم، من شکارچی نیستم
عشق تو مانند رودخانه ایست
که در ذهنم جاریست
ببین که رویاهایت پر می کشند
رویاها هرگز نمی میرند
نمی روم، آه نه
چشمان تو قصه می گوید
آه عزیزم، نگران نباش
وقتی تو بروی، آه نه
زیرا عزیزم تو را دوست دارم
تا ابد و یک روز
عزیزم تو را خواهم بوسید
اما باید بگویم
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
عشق تو مثل طوفانیست
من روی آتش می رقصم
از درون می سوزم
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
آه عزیزم، من شکارچی نیستم
عشق تو مانند اشتیاقی ست
که جانم را می سوزاند
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
عشق شبیه تندر است
آه، عشق همچون بهشت است
و یا فتن آن بسیار دشوار
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
آه عزیزم، من شکارچی نیستم
عشق تو مانند رودخانه ایست
که در ذهنم جاریست
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
عشق تو مثل طوفان است
من روی آتش می رقصم
من از درون می سوزم
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
آه عزیزم، من شکارچی نیستم
عشق تو مانند اشتیاقیست
که جانم را می سوزاند
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
عشق شبیه تندر است
آه، عشق همچون بهست است
و یافتن آن بسیار دشوار
نه چهره ای، نه اسمی، نه شماره ای
آه عزیزم، من شکارچی نیستم
عشق تو مانند رودخانه ایست
که در ذهنم جاریست

موضوع: خصوصي | ۳ نظر »

« ارسالهاي قديميتر ارسالهاي جديدتر »